|
آریا ×زرتشت×ایران(هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش)
|
اندیشه های هومن همواره در طول تاریخ این گونه بوده است برای هرآنچه که نمی تواند باتوجه به ادراک خود توضیحی داشته باشد وفقط در ذهن اوجای میگیرد یک نشانه ای برای آن برای درک بوسیله ی حواس خود ایجاد میکند.
مثلا در این زمینه میتوان بوجود آورنده ی جهان ،خدا را نام برد. برخی از هومن ها خدارا به قالب مجسمه ای در می آورده اند وآن را ستایش می کرده اند. همان طور که میدانید آسوری ها خدای خود را آشور می نامیده اند که اورا در قالب موجودی بالدار که همراه با تیر وکمان است تجسم می کرده اند.وپارسها که از همسایگان آسوری ها بوده اند به این گونه تجسم سازی ها اعتقادی نداشتند وپس از اینکه توانستند بر آسوری ها پیروز شوند چون بر این باور بودند که نباید مردم شکست خورده را مورد آزار قرارداد وبانشان دادن راه درست آنها را راهنمایی کرد واین پند را از راهنمای خرد یعنی زرتشت گرفته بودند با آنها به درستی رفتار کردند هرچند می دانستند اعتقاد آسوری ها اشتباه است. بنابراین پارسها چون هومنان باخردی بودند به جای ازبین بردن آشوراز آن برای بیان اعتقادات خود نه خدای خوداستفاده کردند. وآنچه که اکنون ما آن را به عنوان فروهر میخوانیم بر جای مانده ونشانه ای ازایرانیان در تمام هستی است .
بال های گشاده فروهر نشانه ی پرواز به سوی بالا و به سوی جلو است. تقسیمات سه گانه روی بال ها نشان سه پیام مهم دین زرتشت به چم اندیشه, گفتار و کردار نیک می باشد. دایره ای که در میان قرار گرفته و مرد نورانی در حال گذر کردن از آن می باشد اشاره به دنیا و دلبستگی های دنیوی است که هومن باید در زندگی با آن روبه رو شود و دست و پنجه نرم کند و تقسیمات سه گانه در پایین تنه مرد نشان اندیشه بد , پندار بد و کردار بد است و هومن بایستی در زندگی از آن ها دوری کند.
در سرود چهارم یسنا هات31 این چنین می گوید"ای اهورا مزدا هنگامی که تو را با نیروی خرد واندیشه ی ژرف جست وجو کردم وبا دیده ی دل نگریستم دریافتم که تویی سر آغازو سرانجام همه چیز, تویی سرچشمه ی خردواندیشه, که تویی آفریننده راستی وپاکی, و تویی داورنیک برای کردار جهانیان".
این دلیلی بر آن است که مخالفان بی خرد آیین زرتشت نباید فروهر را به عنوان خدای ایرانیان بدانند وایرانیان پس از زرتشت هیچ گاه خدای خویش را تجسم نمی کرده اند.
بدین گونه پیکره ی آشور ویژگی خدای گونه ی خود را از دست داد و ایرانیان خردمند توانستند بدون زورگویی وآزار پرستش مجسمه هارا ازبین ببرند.
فریبرز رهنمون میگوید اشکال گوناگون این نشانه که ما آن را فروهر میخوانیم در تخت جمشید دیده می شود. آن که در بالای سر داریوش قراردارد مرد بالداری است که با دست راست به جلو اشاره دارد ودست چپش هم سطح با بال چیزی شبیه به کتیبه وجود دارد .بال او 6 لایه دارد .لایه ی آخر72 پر دارد،36پر هرسو.لایه ی بعدی 29 پر ولایه ی سوم 21پرهرسودارد.سه لایه ی بالا هرکدام 16پردر هرسو دارد . در آنجا فروهر دیگری نیز وجود داردکه بدن آدم گونه که با دست راست به جلو اشاره میکند ولی در دست چپش حلقه ای که به حلقه ی پیمان آشناست قرار دارد.شماره ی پر های بالها نیز با فروهر نخستین متفاوت است واین یکی 21 پر در هرسوی ردیف آخر بالهای خود دارد.که هر یک از این شماره ها ویژگی خاص خود را دارند،72 نشانه ی قسمت های اوستا و21 نشانه ی پوشینه های اوستا است.
در فرضیه فَرَوَشی که گفته می شود بر مبنای آن نماد فروهر بنیان نهاده شده است از آن به عنوان تجلی روح مردگان یاد شده است واین درحالی است که اگر قراربود مرگ پایان کارباشد برای بسیاری زندگی بی معنی می شد .فرضیه هایی مانند تناسخ، رستگاری ، بهشت وجهنم همگی فضای لازم برای اندیشه را فراهم میکنند تادر این فضا رویای دست یابی به آنچه که در زندگی واقعی به آن دست نیافته را بپروراند. ادیان هم این دیدگاه را ازآن جهت که خزانه شان را پر میکردپروبال دادند. بدین گونه این دیدگاه ها هرگاه که خرد وراستی، فهمیده نشدند مورد استفاده قرارگرفت.
آموزش های زرتشت در مورد زندگی والا بر روی زمین وچگونگی بدست آوردن آن است .او هیچ دریچه ای برای پس از مرگ وزندگی دوباره برای تمام کردن کار های ناتمام نمی بیند ونیز اشاره ای به پاداش وکیفر پس از مرگ نمی کند. او راه به سوی کمال را می بیند ورهنمون می شود(هورواتاتَ-خُرداد). این راه را می توان در طی همین زندگی کوتاه بر روی زمین سپری کرد.او از بهشت وجهنم در روی زمین سخن می گوید که انسان ها آن را بوجود می آورند وپیش از آن که بمیرند در آن زندگی می کنند. پل چیناود که می گویند پل باریکی است که باید پس از مرگ بایداز روی آن گذر کرد به راستی مربوط به پس از مرگ نیست بلکه در اندیشه ی هومن ومربوط به لحظات آخر زندگی است فردی که زندگی خوبی را گذرانده در آرامش وصلح می میرد و آن که زندگی متلاطمی داشته بدی های دوره ی زندگیش را در زمان مرگ به یاد می آورد. فَرَوَشی نشانه فرجاد (وجدان )ماست که در زندگی با راهنمایی اش کارهای خوب وبد انجام می دهیم.
ادیان دیگر هرکدام با توجه به برداشت خود از گفته های زرتشت توانستند دین خود را بر پا کنند واین گونه هومنان را به سوی خود بکشانند.
یسنا هات 30 بند سوم "آن دو نیروی هم زادی که در آغاز در اندیشه ی آدمی پدیدار شدند،یکی سپنتا مینویعنی نیکی در اندیشه وگفتاروکردارودیگری انگره مینویعنی بدی در اندیشه وگفتاروکرداراست از میان این دودانا نیکی را بر می گزیند ونادان بدی را"
یسنا هات 30 بند چهارم"هنگامی که این دو نیرو به هم رسیدند،هستی ونیستی(حرکت وسکون) پدیدارشد وتا هستی برقراراست بدترین زندگی و وضع روانی،بهره ی پیروان بدی،وبهترین زندگی وخوشبختی پاداش پیروان نیکی است"
در این قسمت چامه ای از همای از گروه مستان را به سبب این که آفرینه های این گروه را خیلی دوست می دارم قراردادم.
این چه حرفی است که در عالم بالاست بهشت
هرکجا وقت خوش افتاد همان جاست بهشت
دوزخ ازتیرگی بخت درون تو بُوَد
گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت
این چه جهانیست ...... این چه بهشتیست.......
این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟
این چه بهشتیست که در آن خوردن گندم خطاست؟
آی رفیق این ره انصاف نیست... آی رفیق این ره انصاف نیست ،این جفا ست
راست بگو راست بگو راست، فردوس برینت کجاست؟
راستی آنجا هم، راستی آنجا هم، هر کس و ناکس خداست؟
راست بگو راست بگو راست، فردوس برینت کجاست؟
برهمه گویند،که هشیارباش .... برهمه گویند،که هشیارباش ....
بر در فردوس نشیند کسی .... تاکه به درگاه قیامت رسی....
ازتوبپرسند که در راه عشق... پیرو زرتشت بُدی یا مسیح ،
دوزخ ما چشم به راه شماست
راست بگو راست بگو راست، آنجا نیز،باز همین ماجراست ؟..
راست بگو راست بگو راست، فردوس برینت کجاست؟
حتماً فایل صوتی این چامه ی زیبا را از اینجا دریافت کنید.
گاهشمارزرتشتی یا ایران باستان نخستین گاهشمار تعیین شده به وسیله ی هومن(انسان)است.این گاهشمار از کامل ترین گاهشمارهای موجود است . گاهشمار عربی یا قمری این ایراد را دارد که هر سال حدود 10 روز جابه جایی دارد. در گاهشمارترسایی هرچند کامل تر از قمری است ولی هر 2500سال ، 1 روززیاد می شود و مجبور هستند هر 2500سال،1 روز از گاهشمار خود حذف کنند . اما گاهشمار زرتشتی دارای چنان محاسبات دقیقی است که هر 10میلیون سال یک روز به آن افزوده می شود واز پیشرفته ترین گاهشمارهای موجود است واین یکی دیگر از افتخارات ایرانیان به شمار می آید.
گاهشمارخورشیدی که حکیم خیام آن را بنیان نهاده است در واقع از روی گاهشمار باستانی ایران گرفته شده با این تفاوت که 6ماه نخست سال 31روزدارد و6ماه دوم 30روزاما در گاهشمار زرتشتی هرماه دقیقا 30روز دارد و5 روز باقیمانده در پایان سال به عنوان پنجه شناخته می شوند که به عنوان آخرین گاهنبار ازبین 6 گاهنباربه شمار می آید : روز نخست پنجه اهـنودگـاه نام دارد.روز دوم پنجـه اشتود گـاه نـام دارد.روز سوم پنجه سپنتمـدگـاه نام دارد. روز چهارم پنجه وهوخشترگاه نام دارد. و روز پنجـم پنجه وهیشتوایشت نام دارد.که این نام ها از گات های پنج گانه گرفته شده است .وبه این ترتیب 365روزکامل می شود .با توجه به این که هر چهارسال یک بار سال کبیسه نامیده می شود وسال 366 روز می شود در گاهشمارزرتشتی این روز نیز اورداد به چم (معنی) روز اضافه نامیده می شود.
چون در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد ،روزهای تعطیل هر ماه برابراست با روز اول اورمزد(اهورامزدا)، روز هشتم دی بآذر(آفریننده ی آتش) روز پانزدهم دی بمهر(آفریننده ی مهر) روزبیست وسوم دی بدین (آفریننده ی دین) به شمار می آیند. که همه روزهای سپند هستند.
نخستین روز اورمزد یا هرمز نام دارد به چم اهورامزدا؛چون هر کار و هر چیزی را باید با نام خداوند شروع کرد بنابراین زرتـشتیان نخـستین روز ماه را با نـام خداوند آغاز می کنند
دومین روز بهمن یا وهومن نام دارد به چم منش نیک و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است
سومین روز اردیبهشت است به چم بهترین راستی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است
چهارمین روز شهریور است به چم بهترین شهریاری و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است
پنجمین روز سپندارمذ یا اسفند نام دارد به چم فروتنی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است
ششمین روز خرداد نام دارد به چم تندرستی و نیز نام یکی از امشاسپندان یا فرشتگان درگاه خداوند است
هفتمین روز امرداد نام دارد به چم بی مرگی و جاودانگی که نام آخرین امشاسپند نیز می باشد. (مرداد اشتباه است)
هشتمین روز دی به آذر است به چم آفریدگار
نهمین روز آذر است به چم آتش
دهمین روز آبان نام دارد به چم آب,به طور کلی نشانه های طبیعی سودمند نزد ایرانیان بسیار ارجمند است بنابراین برخی روزهای ماه به نام نشانه های طبیعی نهاده شده است
یازدهمین روز خورشید یا خور است که باز نام یکی از نشانه های طبیعی و سپند است
دوازدهمین روز ماه نام دارد.ماه نیز که شباهنگام در آسمان می درخشد نزد ایرانیان سپند است
روز سیزدهم ,تیر است که نام ستاره ای است در آسمان
چهاردهمین روز گوش نام دارد به چم گیتی و هستی
روز پانزدهم ,دی به مهر است به چم آفریدگار
روز شانزدهم مهر است که محبت ومهربانی چم می دهد
هفدهمین روز سروش است به چم فرمانبرداری که بعد ها در زبان پارسی چم فرشته نیز به آن داده شد
رشن هجدهمین روز است که به چم دادگری وعدالت است
نوزدهمین روز فروردین است که شکل تغییر یافته واژه فروهر است به چم نیروی پیشرو
بیستمین روز بهرام یا وهرام است به چم پیروزی
بیست و یکمین روز رام است به چم رامش و شادمانی
بیست و دومین روز باد است.چنانچه گفته شد زرتشتیان به پدیده ها ونشانه های طبیعی مانند خورشید ,ماه,آسمان,باد و ...احترام زیادی می نهند
بیست و سومین روز دی به دین است به چم آفریدگار
بیست و چهارمین روز دین است به چم وجدان که امروزه چم آیین و مسلک هم می دهد
روز بیست و پنجمین, ارد است به چم دارایی وپیشکش اهورایی
بیست و ششمین روزاشتاد است به چم راستی
بیست و هفتمین روز آسمان است که باز جلوه ای از ارزش نشانه های طبیعی نزد ایرانیان است
روز بیست و هشتم, زامیاد است به چم زمین که باز به عنوان یکی از نشانه های طبیعی و آفریده خداوند نزد ایرانیان سپند است
روز بیست و نهم ,مهر اسپند است به چم گفتار آسمانی
روز سی ام انارام است به چم روشنایی کامل و جاویدان
در گاهشمار ایران باستان روز عزاداری وجود ندارد تنها روزی که مردم ناراحت هستند مربوط به روزدرگذشت آشوزرتشت در5 دی می باشد که دراین روز بیشتربه نیایش می پردازند. گاهشمارایران باستان سرشار از روزهای جشن وشادمانی که هر کدام سپند شمرده شده وبه نشانه ی سپاس از اهورا مزدا است.
باید گفت جشن نوروز تنها به زرتشتیان وابسته نیست و یک جشن میهنی است.اجداد ما جشن های ایرانی را از ابتدا برگزار می کرد ه اند.بر پایه ی استوره های ایران، نوروز جمشیدی بوسیله ی جمشید پادشاه استوره ای شکل گرفته و از آن به بعد این جشن در بین زرتشتیان و همه ی ایرانیان که نشانه ی هویت و تاریخ ایران است بر قرار میگردد. از دیدگاه زرتشتیان روز نخست سال به نام اورمزد نام دارد واین بیانگر جنبه دینی آن است چون هر کاری را باید با نام اهورامزدا شروع کرد.
زرتشتیان وایرانیان باستان ازپنج روز مانده به نوروزآیین های ویژه این جشن را شروع می کنندو تاروز ششم آن که به زادروزاشوزرتشت بر میگردد ادامه می دهند.
ماهی قرمز نمادی از آناهیتا سپند بانو می باشد،سبزه نشانی از امرداد امشاسپند وجاودانگی وسکه نشانی از شهریور امشاسپند است. در آیین زرتشتی تاکیدی بر این که سفره حتما هفت سین باشد نیست و باید بهترین پیشکش های اهورایی در آن وجود داشته باشد.
سیزده بدر در آیین باستان به شکل کنونی برگزار می شده با این تفاوت که در آیین باستانی هیچ عددی نحس شمرده نمی شده است. ایرانیان در این روز با رفتن به دامان طبیعت از اهورامزدا این درخواست را دارند که سالی پر برکت برای آنها ایجاد کند.
ولی امروزه به گمان اشتباه بیشتر به این خاطر از خانه بیرون می روند که مبادا نحوست دامن گیر آنها شود.
چندی قبل که از تارنمایی دیدن می کردم اینگونه نوشته بود که جهانیان مردم ایران را انسان هایی غمگین میدانند که بیشتر عمرشان را به عزاداری سپری میکنند.واین خود میتواند در بردارنده ی این جستار(مطلب) باشد که در سالهای اخیر عده ای حتی جشن نوروز را به عزاداری می پرداختند.وموجب شده تا چنین سخنانی را به ایرانیان نسبت دهند. البته با توجه به شرایط امروزی میهن زیاد هم بی ربط سخن نمی گویند.
ولی هویت وتمدن ایرانی دارای چنان قدمتی است که هیچ گاه چنین دشمنی هایی نمی تواند آن را دستخوش خود قرار دهد.ومن از آنهایی که تا کنون به قرار گرفتن نوروز در گاهشمار جهانی گواهی نداده اند درخواست دارم که حتما در پیوندی که قرار داده ام این کار را انجام دهند. با سپاس
خجسته باد نوروز بر ایران پرستان
گواهی دادن به قرار گرفتن نوروز در گاهشمار جهانی
برخی افراد از روی نا آگاهی ویا دشمنی بر این باور هستند که زرتشتیان آتش پرست هستند. جالب این است از روی نا آگاهی خودشان زیاد هم اشتباه نمی کنند زیرا پرستش به معنی نگهداری و پرستاری است و زرتشتیان نیزاز آتش نگهداری ومراقبت می کنند و اهورامزدا را به عنوان خدای یکتا ستایش و نیایش می کنند.
واژه آذر به معنای آتش است و زرتشتیان آن را گرامی می دارند .زیرا آتش سرچشمه ی پاکی ها ست. در تقویم زرتشتیان روز سوم از هر ماه ، آذر نام دارد .بنابراين هر سال در روز سوم آذر به موجب برخورد نام ماه و نام روز جشني به نام جشن آذرگان برگزار مي شود. زرتشتيان در اين روز ، با لباس آراسته به آتشكده مي روند وبه نیایش و ستایش خدای یکتا می پردازند و این روز را با جشن و شادمانی سپری می کنند.
در مورد جشن چهار شنبه سوری نیز باید گفت که هر چند در گذشته افرادی نسبت به این امر و پدران ما که این جشن را بر گذار می کرده اند بی احترامی های زیادی کرده اند و ایرانیان هیچ واکنشی در گذشته نسبت به سخنان آنها نشان نداده اند ودر این تارنگار نمی خواهم آن سخنان بی ارزش را تکرار کنم . ولی هم میهنان بزرگ ایرانی هر ساله این جشن را آنچنان که شایسته است بر گزار می کنند و با بر قرار کردن آتش که سرخی آن نشانه عشق و زندگی دوباره و سرچشمه همه ی پاکی هاست آن را زنده می کنند وهمه ی زردی ها وبیماریها وزشتی های خود را به آتش که از بین برنده همه ی پلیدی هاست می سپارند.
در پایان به دلیل این که برخی خوانندگان نسبت به یک مورد از پیوندهای این تارنگار ایراد گرفته بودند باید بگویم که قرار دادن این تارنگار ها در پیوندها دلیل بر تائید نوشته های آنها نیست. وخوانندگان بر اساس اندیشه خویش نوشته ها ی دوستان و دشمنان را می خوانند و راه درست را تشخیص می دهند. باید بدانیم که ما وارثان کوروش بزرگ هستیم و دربرابر دشمنان خویش با عشق و دوستی از آنها استقبال می کنیم ودر برابر آنها عقب نشینی یا بی توجهی نشان نمی دهیم بلکه آنها را راهنمایی می کنیم واین مهم نیست که آنها چه می گویند بلکه مهم واکنشی است که ما نشان می دهیم.
با سپاس از همه ی ایران پرستان
گات ها در بر دارنده ی سروده های زرتشت است واز کهن ترین بخش های اوستا به حساب می آید . گات ها جمع گات به معنی شعر با نظم است.در زبان فارسی به آن گاه می گویند که در موسیقی امروزی گاه به معنی آهنگ ونت موسیقی نیز کاربرد دارد.
در اوستا از گات های زرتشت به نیکی یاد شده در یسنای 57 که به ستوت یشت معروف است آمده: ما می ستاییم کسی را که برای نخستین بار گات های آشوزرتشت را بسرود .
از دلایل اهمیت گات ها می توان گفت که در گات ها تمام اصول دین وآموزش های کیش زرتشت درآن جای گرفته است.
گات ها دارای پنج بخش است که روی هم به هفده (ها) یا (هات) تقسیم شده
گات های پنج گانه عبارتند از:
اهنود
اشتود
سپنتمد
وهوخشتر
وهیشتوایشت
کتاب های دیگر اوستا عبارتند از:
یسنا- ویسپرد- یشت ها- وندیداد- خرده اوستا
گات ها یا سروده های زرتشت را می توانید از اینجادانلود کنید.
سخنان چند تن از دانشمندان و فيلسوفان بزرگ جهان درباره زرتشت،آموزنده ی بزرگ اخلاق
رابيندرنات تاگور(شاعر بلند آوازه هندي): زرتشت بزرگترین پیامبر پیشکسوت بود که راه آزادی انتخاب در امور اخلاقی را به روی آدمی گشود؛
ویل دورانت: جنبه اخلاقي آيين زرتشت،عالي تر و شگفت انگيزتر از جنبه الهي آن است؛
پروفسور جیمزدار مستتر(باستان شناس مشهور): آیین زرتشت در بهترین مفهومش آیین زندگی است،این مذهب دو چیز به بشریت هدیه کرده است.وظیفه ي اخلاقی و امید، مردی که با این دو سلاح مسلح باشد میتواند با خونسردی به چهره زندگی و سرنوشت بنگرد؛
فردریک ویلهلم نیچه(فیلسوف بزرگ آلمانی) : زرتشت نخستین کسی بود که در پیکار نیکی و بدی، اخلاق را در عبارات حکمت عقلی بیان نمود و این است کار نمایان زرتشت؛
هگل(دانشمند آلمانی):راستی، پایه ی فرهنگ اهورایی و ریشه ي اخلاق فاضله است؛
ويل دورانت : انسان مطابق با تعلیمات زرتشت، سرباز پیاده ي شطرنج نیست که در جنگ جهانگیر دائمی، بدون اراده خود در حرکت باشد بلکه آزادی اراده دارد؛
فيثاغورس :بر طبق تعلیمات زرتشت، خداوند با راستی يكساناست؛
استاد پورداود: زرتشت در میان اقوام هند و اروپا نخستین و یگانه پیامبری است که آیین یکتا پرستی آورد؛
پروفسور اشپیگل : زرتشت و دوران او، از مهمترین دورانهای رشد و تکامل آدمی محسوب میشود و آیین زرتشت، دینی است که از پیروانش می خواهد از کشتن بی جهت حتی حیوانات ُخودداری کنند و این دستور در آن هنگام داده شده که اجداد فرانسوی ها و انگلیسیها عادت داشتند، قربانی های انسانی را تقدیم خدایان خونخوار خود بنمایند؛
ر.س.رینر : زرتشت یکی از بزرگترین نوابغ دینی است که بشریت تا کنون دیده است؛
هگل(دانشمند آلمانی) : در آیین زرتشت خداوند دارای شکوه وزيبايي است و این محبوبیت به خاطر نیکی آن است....خدای زرتشت عین نیکی است؛
گیگر: دین زرتشتي پاکترین و متعالی ترین آیینی است که تا کنون در دنیا به وجود آمده است؛
فرانسیس گرانت : زرتشت کار را مقدس وآنرا عالیترین جلوه تلاش انسان برای خدمت به پروردگار می داند. می توان گفت شاید در تمام جهان کیشی وجود نداشته باشد که برای کار و فعالیت به عنوان وسیله ای برای رستگاری،چنین شکوه و جلالی قائل شده باشند؛
روژه گارودی(دانشمند فرانسوی) : بر این باورم که پیامبران الهی هیچ یک پیامی بیش از گفتارنیک ، پندارنیک و کردار نیک نیاورده اند که اگر در این مورد با من هم عقیده باشی، باید بگویم که هیچ کدام زیباتر و بهتر از زرتشت آنرا بیان ننموده است؛
موریس مترلینگ : قوانین اخلاقی ای که زرتشت تعلیم داده یکی از عالی ترین و ساده ترین مقررات اخلاقی جهان است؛
رابیندرانات تاگور(شاعر بلند آوازه هندي) : با اینکه زرتشت در میان کسانی که به اجرای مراسم مربوط به جادو وجنبل معتقد بودند گرفتار شده بود،اما در آن ایام تاریک وتهی از عقل و خرد، اظهار داشت که حقیقت دین در اهمیتی است که آن دین از نظر اخلاق دارد و نه در اجرای مراسم ظاهری که دارای ارزش موهوم خیالی است؛
روژه گارودی : زرتشت نخستین پیکره ساز عظمت انسانی، بعد تازه ای به آدمی بخشید ، بعدی به استواری ستون فقرات و به دوری قطب، که با آن انحرافات طبیعت را برای انسان ریشه کن کرد و آنرا در اختیار تاریخ نهاد. به یمن این جهد ملکوتی است که انسان توانست پیامبرانه در آینده و سرنوشت خویش دخیل باشد؛
رابیندرانات تاگور(شاعر بلند آوازه هندي): زرتشت سرود یگانگی می خواند و مرا که خود شاعر و سرود سازم، بی اختیار به سوی نغمه ي آسمانی خود جلب می کند؛
گستاولوبون :باید اقرار کرد که در بین ادیان باستان،هیچکدام از دین زرتشت روحانی تر و اخلاقی تر و منزه تر از مراسم و آداب خرافات نیست؛
رابيندرنات تاگور: زرتشت بزرگترين پيامبري است كه در بدو تاريخ بشر ظهور نموده و به وسيله فلسفه خود بشر را از بار سنگين مراسم ظاهري آزاد ساخت و با كمال جديت در بر انداختن آن كوشيده و اساس مذهب خود را بر تعاليم اخلاقي نهاد؛
ساموييل لنك(دانشمند انگليسي): حقيقت آيين زرتشت به طورشگفت انگيزي پس از قرن هاي متمادي امروز مطابق با علوم و كشفيات تازه است. اين آيين با وجود آنكه زمان زيادي ازآغاز آن گذشته است به گونه اي اساس آن محكم و درست به جا مانده كه به خوبي مي تواند نيازهاي مادي و معنوي امروزه بشر را رفع نموده ، لوازم يك زندگي سعادتمند نيكي را فراهم آورد و مي تواند به آساني اختلافات بين ايمان و عقايد مذهبي را با علوم و كشفيات جديد مرتفع سازد؛
پروفسور ويتني(دانشمند امريكايي): ايران در آن زمان براي جهان قوانين وضع نمود و مذهب به وجود آورد و اين مذهبي است كه در اوستاي زرتشت بيان شده است؛
میلز(يكي از نام آورترین ایران شناسان): سروهای زرتشت نخستین کوشش روشن و گویا را برای به ساختن و نو کردن دل مردمان در بردارد و امروز هم در همه دین های ما زنده است و شاید آینده نیز بدان آویخته باشد. این سرودها به راستی در منش يكه و بی همتا است و منش هرگز پیر نمی شود. بر جهان امروز است که آن ها را به کار بندد؛
مری بویس(باستان شناس و دین پژوه انگلیسی) : دین زرتشتی در تاریخ ادیان جایگاه ویژه ای دارد و سرچشمه های آن را چه بسا بتوان تا روزگار هند و اروپاییان پی گرفت.آموزه های زرتشت که جنبه های روحانی و اخلاقی والایی دارند ، مطالعه این دین کهن را بسی مسرت بخش می سازند؛
هگل: نور دانش برای نخستین بار با پیدایش زرتشت در تاریخ آغاز به درخشش کرد؛
فرانسیس پاورکوب: مشکل است تصور کنیم اگر زرتشت وجود نمی داشت، باور های بشر،اکنون به چه صورت بود؛
ویدن گرن(شرق شناس مشهور سوئدی):هنگامی که آیین یهود ،مسیحیت و اسلام را مورد بررسی قرار دهیم ، درمی یابیم زندگی مذهبی مردم باستان به ویژه از زمان شاهنشاهی هخامنشیان به طور قطع، تحت نفوذ آیین زرتشت بوده است؛
مترلینک: پژوهش در آیین زرتشت از لحاظ مسیحیان خیلی جالب توجه است ، زیرا سه چهارم و حتی بیشترباور مسیحیان از ایرانیان گرفته شده است؛
اين استوانه ي فرمان كورش بزرگ است كه در بابل پيدا شده وهم اکنون در موزه ی انگلیس از آن نگهداری می شود.کوروش بزرگ شاهنشاه ایران یک آریایی زرتشتی بود وهنگامي كه در سال 539 پيش از ميلاد به خواست مردم بابل بدون کشت وکشتار وارد بابل شد فرمان او رابرروی اين استوانه نوشتند.. در اين فرمان سخن از آزادي انسانها ، حقوق بشر، آزادي انسانها در انتخاب مذهب خودو...سخن گفته شده است و به همين دليل اين نوشته نخستين منشور جهاني حقوق بشر معرفی شده است .
بسیاری از کشور های جهان این پیام را سر لوحه خود قرار دادند وبه چنان آزادی ودموکراسی رسیدند که هم اکنون همه ی ما ایرانیها فقط باید حسرت آن را بخوریم. پیامی که ارائه دهنده آن ایرانیان بودند ولی امروزه خود از آن بهره ای نمی برند.ودر این مسیر هیچ شخص یا حکومتی را نمی توان مقصر دانست به غیر از خودمان که هیچ گاه به دنبال تاریخ و فرهنگ خویش نبوده ایم و فقط آنچه که به ما گفته اند را گوش کرده وبدون هیچ تفکری آن را قبول کرده ایم .ما ایرانیان خودمان را گم کرده ایم و فقط می توان گفت :افسوس،افسوس،افسوس؛ وامیدوار به آینده
قسمتی از این پیام این گونه است:
آنگاه كه بدون جنگ و خونريزي وارد بابل شدم، همه مردم گام هاي مرا با شادماني پذيرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياري نشستم...ارتش بزرگ من به آرامي وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و اين سرزمين وارد آيد. وضع داخلي بابل وجايگاه هاي مقدسش قلب مرا تكان داد....من براي صلح كوشيدم؛
من برده داري را برانداختم ، به بدبختي آنان پايان دادم. فرمان دادم تا همه ي مردم در پرستش خداي خويش آزاد باشند وآنان را نيازارند. فرمان دادم كه هيچكس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند؛
من همه شهرهايي را كه ويران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نيايشگاه هايي را كه بسته بود، بگشايند؛
همه مردماني را كه پراكنده و آواره شده بودند به جايگاه هاي خود برگرداندم و خانه هاي ويران آنها را آباد كردم...من براي همه مردم جامعه اي آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامي مردم اعطا كردم..؛